ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش های صحرایی
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش های صحرایی ،1، بهنام شاهسونی5، امین الماسی5، سعید تقی زاده4، محمد حسن مشکی باف3، سید امین کوهپایه2 ، الهام احرام پوش 1رضا همایونفر *1حمید زند
- دانشکده علوم تغذيه و صنايع غذايي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تهران، ايران. 1 - دانشکده علوم تغذيه و بهداشت، دانشگاه علوم پزشکي شيراز، شيراز، ايران. 2 - بخش فارماکولوژي، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 3 - بخش بيوشيمي، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 4 - بخش هوشبري، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 5
چکيده زمينه و هدف: خطر بيمار يهاي قلبي، ديابت و سکته با افزايش عوامل خطر متابوليک افزايش م ييابد. شانس ابتلا به بيمار يهاي قلبي و ديابت در فردي که مبتلا به سندرم متابوليک است، به ترتيب دو و پنج برابر بيش از افراد عادي است. مدل هاي بيماري ناشي از رژيم غذايي پرکالري در جوندگان نقش مهمي در آناليز پاتوفيزيولوژي سندرم متابوليک ها در مطالعات مختلف تفاوت قابل توجهي با هم دارند و شايد شباهت زيادي به مدل سندرم متابوليک ايجاد شده درانسان نداشته باشند. هدف ايفا م يکنند. با اين وجود، اين رژيم از مطالعه حاضر، ايجاد يک مدل موشي مشابه با مدل بيماري موجود در انسان است. کالري در هر صد گرم 416 سر موش نر پنج هفته اي از نوع ويستار به طور تصادفي در دو گروه تخصيص داده شده اند. براي يکي از گروه ها رژيم پرکالري با 20 مواد و روش ها: تعداد هفته برقرار شد. تغييرات وزني، پروفايل ليپيدي، مقادير گلوکز، انسولين و شاخص کوييکي (شاخصي از ميزان حساسيت 12 (ساخت محقق) و براي گروه ديگر رژيم کنترل به مدت بافت ها به انسولين)، براي دو گروه اندازه گيري شد و تغييرات وزني با آزمون اندازه هاي مکرر و تي مستقل و نتايج حاصل از سرم با استفاده از آزمون تي مستقل آناليز شد. � 01/0 در مقابل 34/0 � 02/0( در انتهاي مطالعه تفاوت محسوسي بين دو گروه داشت. شاخص کوييکي HDL نتايج: مقادير وزن، گلوکز، انسولين و پروفايل ليپيدي (به غير از ( )< نشان از ايجاد مقاومت به انسولين در گروه مصرف کننده رژيم پرانرژي داشت. 0001/0P value ،40/0 هاي غذايي براي ايجاد اين دسته از نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان دهنده توانايي ساخت مدل سندرم متابوليک ناشي از رژيم غذايي در داخل کشور و عدم نياز به خريد رژيم بيمار يها از خارج از کشور است. کلمات کليدي: سندرم متابوليک، رژيم غذايي، رژيم پرانرژي، رژيم پرچربي، رت ويستار
مقدمه نگاه اجمالي به جوامع بشري نشان م يدهد که بسياري از انسان ها اضافه وزن دارند و اين چاقي در جوامع توسعه يافته در حالت همه گيري است. چاقي م يتواند منشا بيمار يهايي از قبيل مقاومت به انسولين، سطح غير طبيعي چرب يهاي خون ( افزايش تري گليسريد و کاهش ليپوپروتئين هاي با چگالي بالا) و فشار خون بالا باشد. اصطلاح سندرم ) براي توصيف وقوع هم زمان اين بيمار يها است و افراد MS متابوليک ( ، مبتلا به سندرم متابوليک در خطر بيشترا بتلا به بيمار يهاي قلبي-عروقي .)1 ، سرطان و کبد چرب غير الکلي هستند ( 2 ديابت نوع درصد 25/6 ،ATPIII1 شيوع سندرم متابوليک در ايران بر اساس تعريف به ترتيب 2 IDF بازنگري شده و ATPIII بوده که اين ميزان بر مبناي تعريف درصد است کـه حـدود يک سـوم جمعيت را شـامل 30/5 درصد و 29
.)2 م يشود و آماري بالاتر از جمعيت اروپا و امريکا را نشان م يدهد ( برآورده شده است که در ايالات متحده هر فرد مبتلا به سندرم متابوليک، دلار هزينه ي درماني م يشود. 4000سالانه متحمل حدود علل زمينه اي سندرم متابوليك ناشناخته است، اگرچه مقاومت به انسولين و تجمع چربي احشايي به عنوان پيش زمينه هاي آن پيشنهاد ) شرايط فيزيولوژيکي است که IR ). مقاومت به انسولين ( 3 مي گردند ( در طي آن هورمون انسولين توانايي کمتري در کاهش قند خون پيدا م يکند. افزايش متعاقب قند خون م يتواند چنان زياد باشد که فراتر از محدوده طبيعي قند خون قرار گرفته و براي سلامتي مشکل آفرين باشد. برخي از سلول ها از قبيل سلول هاي چربي و عضلاني، براي ورود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گلوکز به درون سلول نياز به انسولين دارند. درصورتي که اين سلول ها به * نويسنده مسئول: حميد زند، گروه علوم پايه، انستيتو تحقيقات تغذيه، دانشگاه علوم پزشکي شهيد Email: hamidzand@gmail.com 09127097218 بهشتي، تهران، ايران. تلفن: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- International Diabetes Federation 2- ATPIII: Adult Treatment Panel III
1391/09/15 تاريخ پذيرش مقاله: 1391/03/03تاريخ دريافت مقاله:
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
289 رضا همایونفر و همكاران
انسولين موجود در گردش خون پاسخ ندهند، قند خون افزايش م ييابد. مقاومت به انسولين اثرات متعددي بر جاي م يگذارد که شامل کاهش توانايي سلول هاي چربي در برداشت چربي خون و افزايش هيدروليز تري گليسريدهاي محيطي م يگردد. اين هيدروليز منجر به افزايش اسيدهاي چرب آزاد در جريان خون و خطرات متعاقب آن م يشود. همانند بسياري از بيمار يها، خطر ايجاد سندرم متابوليک نيز حاصل تعامل ژن ها با محيط اطراف است. از آنجايي که ژنوتيپ انسان ها در طي سده هاي مختلف تغييري نکرده است، بنابراين بايد به عوامل محيطي به عنوان عامل اصلي افزايش ابتلا به سندرم متابوليک در طي سال هاي اخير توجه کرد. يکي از مهم ترين مسائل در اين زمينه، تعادل انرژي است که بين ميزان انرژي دريافتي از طريق غذا با ميزان انرژي مصرف شده در طي فعاليت هاي جسماني برقرار م يشود. علاوه بر تعادل انرژي، نوع غذايي که مصرف م يشود نيز اهميت دارد. از منظر تکاملي، چنين بيان شده است که چاقي و ساير بيمار يهاي مرتبط، در حقيقت نتيجه طبيعي دريافت زياد کالري است. در طي تکامل، از آنجايي که منابع غذايي پايدار نبوده و دوره هاي گرسنگي معمول بوده است، داشتن ژن هايي که اجازه ذخيره سازي موثر کالري در شکل چربي را فراهم م يساخته اند، يک مزيت محسوب م يشده است. مشکل اينجاست که اين ژن هاي صرفه جو همچنان وجود دارند و غذاهاي غني از چرب يهاي اشباع، قندهاي ساده و نمک به ميزان زيادي در رژيم غذايي افراد جاي باز کرده اند. در آن سوي ديگر سکه دريافت کالري، اين حقيقت قرار دارد که محدوديت طولاني .)4 مدت دريافت انرژي موجب افزايش طول عمر م يشود ( هزينه هاي درماني ناشي از سندرم متابوليک در حال افزايش است و تعجبي ندارد که جامعه ي پزشکي به دنبال مدل هاي حيواني شبيه سازي شده براي اين بيماري در انسان باشد تا درمان هاي بالقوه در انسان را بر روي آن ها مورد آزمايش قرار دهد. به دليل نقش محوري رژيم غذايي در ايجاد اين عارضه در انسان، اکثر مدل هاي بيماري در حيوانات، از رژيم غذايي براي شبيه سازي اين شرايط استفاده م يکنند. مدل هاي حيواني سيستم هايي هستند که به منظور ايجاد شرايط قابل مطالعه در گونه ي ديگر به وجود م يآيند و م يتوان آن ها را به .)5 دو دسته مدل هاي طبيعي و مدل هاي ژنتيکي تقسيم بندي نمود ( امروزه حيواناتي که مورد دستکاري ژنتيکي قرار گرفته اند، به طور گسترده در مطالعات مربوط به ديابت مورد استفاده قرار م يگيرند. اين حيوانات هيپرانسولينمي بالايي از خود نشان م يدهند که با وجود مفيد مشاهده نم يشود. 2 بودن براي مطالعات، در نمونه هاي انساني ديابت نوع به علاوه چنين ژنوتيپي نيز در انسان مشاهده نم يشود. در مقابل، مدل ديابت ايجاد شده به واسطه ي رژيم غذايي که حاصل چاقي ناشي از دريافت رژيم غذايي پر کالري باشد، شباهت بيشتري با مدل ديابت نوع حاصل چاقي و اضافه وزن است. ً ايجاد شده در انسان دارد که معمولا 2 افزايش ملايمي در ً حيوانات چاق شده به واسطه رژيم غذايي، معمولا سطح انسولين سرمي نسبت به حيوانات گروه کنترل دارند در حالي که .)6 سطح گلوکز آن ها بدون تغيير يا افزايش يافته است ( در حال حاضر برايا يجاد مدل سندرم متابوليک نياز بها ستفادها ز محصولات هاي غذايي تجاري توليدي در خارج از کشور است، که تامين آن به دليل تحريم تجاري اعمال شده از سوي ديگر کشورها دشوار است. به همين منظور مطالعات با محوريت ايجاد بيمار يهاي ناشي از غذا به خصوص سندرم متابوليک مورد
بررسي قرار گرفته و سعي شده تا بهترين مدل ممکن پيشنهاد گردد. مواد و روش ها سر موش نر پنج هفته اي از نوع ويستار انتخاب شدند 20تعداد و به طور تصادفي در دو گروه قرار گرفتند. وزن ابتداي مطالعه در دو 68/12 � 4/58 در برابر 72 � 6/32 گروه تفاوت معني داري نداشت ( =( يک هفته رژيم استاندارد (کارخانه دانه پارس) P value 0/166و جهت وفق پيدا کردن با شرايط آزمايشگاه به هر دو گروه داده شد. در پايان هفته ي اول براي يکي از گروه ها رژيم پرکالري با چربي از منشا چربي نشخوار کنندگان (ساخت محقق) شروع و رژيم کنترل براي گروه ) در اختيار حيوانات ad libitum( ديگر ادامه پيدا کرد. غذا به دلخواه درجه 20-24قرار داشت. محيط نگهداري حيوانات داراي درجه حرارت ساعته 12 و چرخه روشنايي و تاريکي 20-70 سانتي گراد، رطوبت % دقيق بود. نکات اخلاقي مربوط به نگهداري حيوانات و آزمايش هاي انجام شده بر آن ها بر اساس پروتکل مورد تأييد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي رعايت شد. شاخص هاي سرمي در انتهاي مطالعه و وزن حيوانات که kentscientific در فواصل يک هفته اي با استفاده از ترازوي شرکت دقتي برابر با يک صدم گرم داشت، مورد سنجش قرار گرفت. در انتهاي هفته ي دوازدهم، بعد از بيهوشي با اتر (که کم ترين تاثير را بر شاخصه هاي متابوليک دارد)، از قلب حيوان خون گيري و سرم حيوانات جداسازي شد و جهت کاهش احتمال سوگيري در آزمايش ها کد گذاري شد. پروفايل ليپيدي توسط کيت هاي شرکت پارس آزمون و به طريق آنزيمي اندازه گيري شد. انسولين سرم با استفاده از کيت شرکت کايمن و با روش اليزا سنجش گرديد. 1 شاخص ديگري که مورد استفاده قرار گرفت، شاخص کوييکي است که به عنوان شاخص حساسيت به انسولين در نظر گرفته مي شود و مقادير بالاتر آن، نشاندهنده ي افزايش حساسيت به انسولين /1 است. نحوه ي محاسبه اين شاخص به صورت مقابل است: ]). علت استفاده از اين شاخص نسبت به log(insulin) log(glucose[ ،که بسيار مورد استفاده قرار م يگيرد، در HOMA-IR2 شاخص رايج کمتر تهاجمي بودن آن و عدم وارد کردن استرس خون گيري مکرر از رژیم استاندارد رژیم پرکالری
درصد وزنی
درصد انرژی
مقدار انرژی گرم100در
درصد انرژی
مقدار انرژی گرم100در %47 %45 187 %58 175 کربوهيدرات %19 %41 171 %13 39 چربي %14/5 %14 58 %28 84 پروتئين %100 416 %100 302 مجموع ـ ترکيبات سازنده رژيم غذايي پرکالري و رژيم استاندارد 1جدول ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- QUICKI: quantitative insulin check index of insulin sensitivity 2- HOMA-IR: Homeostasis Model of Assessment - Insulin Resistance
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 290
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
حيوان است. در مورد شاخص کوييکي فقط با يک بار خون گيري ميزان حساسيت به انسولين قابل اندازه گيري است. رژيم غذايي در محل آزمايشگاه حيوانات انستيتو تحقيقات تغذيه و با استفاده از امکانات مرکز ساخته شد. ترکيبات موجود در رژيم غذايي ساخته شده توسط محقق و رژيم استاندارد مورد استفاده در آزمايشگاه
و ترکيب اسيدهاي چرب موجود در 1 حيوانات، در جدول شماره ذکر شده است.2محصول در جدول صورت گرفت. SPSS و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار آماري
، از آزمون شاپيرو-ويلک به منظور برآورد تبعيت داده ها از توزيع طبيعي استفاده شد. مقادير وزني با استفاده از اندازه گير يهاي مکرر و آزمون تي مستقل مورد آناليز قرار گرفت و مقايسه ي ميانگين شاخصهاي سرمي به وسيله آزمون تي مستقل انجام شد. داده ها به صورت ميانگين � خطاي < به عنوان معني دار در نظر گرفته P 05/0 استاندارد گزارش و مقادير شدند. نتايج روند افزايش وزن دو گروه در پايان هفته دوازدهم ديده 1در نمودار م يشود. نکته قابل توجه در تقريبا افقي شدن منحني رشد گروه کنترل از هفتگي 12 حوالي هفته هفتم شروع رژيم است که اين مرحله مصادف با سن رشد آن ها است. به نظر م يرسد اين اتفاق به دليل رسيدن به بلوغ و توقف رشد بدني باشد. با اين حال، افزايش وزن در گروه مصرف کننده ، ميانگين و انحراف 3 رژيم پرکالري همچنان ادامه يافت. در جدول شماره هفته قابل مشاهده مي باشد. 12 معيار مقادير افزايش وزن دو گروه طي مقادير شاخص هاي سرمي شامل انسولين، گلوکز و پروفايل ليپيدي در گروه مصرف کننده رژيم پرکالري تفاوت معني داري با گروه مصرف تفاوت دو گروه HDL کننده غذاي کنترل نشان م يدهد. البته در مورد .)4 محسوس نيست (جدول شماره ما در اين مطالعه توانستيم سندرم متابوليک و مقاومت به انسولين را در موش هاي صحرايي عادي (بدون تغيير ژنتيکي) از طريق رژيم غذايي ايجاد کنيم. همان گونه که در مقدمه ذکر شد، اصطلاح سندرم ) براي توصيف وقوع هم زمان شرايطي از قبيل مقاومت MS متابوليک ( به انسولين، سطح غيرطبيعي چربي هاي خون (تري گليسريد بالا و پايين بودن ليپوپروتئين هاي با چگالي بالا) و فشار خون بالا است و افراد مبتلا به سندرم متابوليک در خطر بيشتر ابتلا به بيماري هاي ، سرطان و کبد چرب غيرالکلي قرار دارند. 2 قلبي عروقي، ديابت نوع با توجه به روند رو به رشد اين بيماري و اين حقيقت که متاسفانه شيوع اين بيماري در جامعه ما چندين برابر جوامع غربي است، اهميت مطالعه و بررسي اين شرايط پررنگ تر م يگردد و از آنجايي که اين بيماري بيشتر در ارتباط با الگو و سبک زندگي افراد و تمايل
به سمت مصرف رژيم غذايي غربي قرار م يگيرد، مطالعاتي که بتوانند چنين شرايطي را با استفاده از مداخله هاي دارويي يا ژنتيکي همانند سازي نمايند، نزديکي بيشتري با شرايط موجود در جامعه پيدا
اسید چرب مقدار (گرم( 0/55 C4:0 0/41 C6:0 0/26 C8:0 0/60 C10:0 0/85 C12:0 2/61 C:14:0 0/32 C:16:0 0/55 C:16:1 1/71 C:18:0 3/42 C:18:1c 0/66 C:18:1t 0/17 C:18:2c 0/12 C:18:2t 0/02 C:20:0 گرم محصول100 ـ ترکيب اسيدچربي در هر 2جدول
12هفته 11هفته 10هفته 9هفته 8هفته 7هفته 6هفته 5هفته 4هفته 3هفته 2هفته 1هفته
� 36/67 330
� 33/73 304
� 34/24 295
� 34/81 276/5
� 32/64 264
� 31/66 245/5
� 31/09 235
� 24/73 211/5
� 19/47 182/5
� 17/35 158
� 4/22 97
� 6/32 72
گروه پرکالري (گرم)
� 8/45 197/5
� 14/14 190
� 19/45 183/13
� 21/17 176/25
� 22/16 173/75
� 23/52 170/63
� 21/87 151/88
� 17/32 137/5
� 14/13 128/13
� 10/69 115
� 12/17 91/25
� 4/58 68/13
گروه کنترل (گرم) >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 0/180 0/166 P.value ـ ميانگين و انحراف معيار مقادير افزايش وزن دو گروه 3جدول *. مقايسه مقادير با استفاده از آزمون تي مستقل
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
291 رضا همایونفر و همكاران
خواهند کرد و طراحي چنين مدلي مي تواند راه را براي مطالعات بيشتر جهت يافتن مکانيسم هاي ايجاد يا فرآيندهاي درماني در اين بيماران هموار سازد. در حال حاضر، مدل هاي ژنتيکي اين بيماري در دسترس هستند که هم قيمت بالايي داشته و هم همان گونه که
قبلا اشاره شد قابليت تعميم پذيري آن ها به بيماران عادي جامعه بسيار اندک است. دليل اين است که اين بيماري در جامعه معمولا ناشي از نقايص ژنتيکي يا پلي مورفيسم هاي تک نوکلئوتيدي نبوده و عمدتا به طور ساده حاصل الگوي زندگي نادرست و مصرف انرژي
P value 95% confidence interval رژیم پرکالری گروه کنترل میانگین تفاوت ها >0/0001 1/42 – 3/25 2/34 � 0/43 2/15 � 0/46 4/49 � 1/29 )ng/ml( انسولين >0/0001 7/17 – 21/02 14/10 � 3/29 46/60 � 7/82 60/70 � 6/88 )mg/dl(کلسترول >0/019 5/83 – 56/56 31/2 � 12/07 152/40 � 15/48 183/60 � 34/90 )mg/dl(گلوکز >0/514 -6/24 – 12/04 2/90 � 4/35 31/80 � 10/88 34/70 � 8/42 (mg/dl) HDL >0/001 32/66 – 102/13 67/40 � 16/53 57/20 � 24/02 124/60 � 46/43 (mg/dl) TG >0/0001 0/03 – 0/07 0/05 � 0/008 0/40 � 0/01 0/34 � 0/02 کوئيکي ـ ميانگين و انحراف معيار شاخص هاي سرمي در انتهاي مطالعه 4جدول *. مقايسه ميانگين ها با استفاده از آزمون تي مستقل
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 292
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
بالا و بي تحرکي است. رژيم هاي غذايي تجاري موجود در بازار که از توليد کنندگان متعدد آمريکايي يا اروپايي قابل تهيه هستند، نيز مشکلات خاصي دارند. رژيم هاي غذايي توليدي معمولا نيمه عمر کوتاهي دارند و براي اکثر آن ها ، با وجودي که پرتودهي نيز انجام مي شود، تاريخ انقضايي در حدود چهار ماه ذکر مي شود که با توجه به شرايط خاص کشور ما (منطقه گرمسيري و مشکلات واردات) نمي توان روي سلامت رژيم حساب کرد و به خصوص که قيمت بالاي محصول و در برخي مواقع کج سليقه گي فروشندگان (ذکر دلايلي واهي چون تحريم) مانع دسترسي محققان ايراني م يگردد. از اين رو، امکان طراحي يک رژيم غذايي براي ايجاد اين بيماري و يا ساير بيماري هاي با منشا غذايي مي تواند کشور را از واردات اين گونه محصولات، بي نياز نموده و همچنين با توجه به مدت زمان اندک مورد لزوم براي دستيابي به رژيم و امکان سفارشي نمودن محصول براي مقاصد خاص پژوهشي، قابليت اطمينان بيشتري به اين رژيم مي بخشد. قيمت پايين محصول (قيمت محصول براي هر کيلوگرم در اين مطالعه کمتر از يک دهم قيمت خريد مشابه خارجي تمام شد) نيز ديگر مزيت قابل ذکر براي آن است. رژيم غذايي مورد استفاده در % از محل چربي و 41 % انرژي از محل کربوهيدرات، 45 اين مطالعه % از محل پروتئين داشت که شباهت نسبتاً زيادي با رژيم غذايي 14 پرانرژي مورد استفاده افراد جامعه دارد. بسياري از رژيم هاي تجاري % تامين م يکنند که با 60 در دسترس، چربي رژيم غذايي را در حد وجود موثر بودن در ايجاد چاقي، به وجود آوردن مقاومت به انسولين و اختلال پروفايل ليپيدي شباهت چنداني به رژيم غذايي معمول افراد جامعه ندارند و اين امر قابليت تعميم آن ها به افراد جامعه و نتايج تحقيق را زير سوال م يبرد. مطالعات حاکي از اين هستند که چنين مدل هاي حيواني ويژگي هاي مشابهي با انسان دارند و مي توان .)6 از آن ها براي شبيه سازي مطالعات انساني استفاده نمود ( تعريف مشخصي ندارد. به طور ً مقادير ترکيبات رژيم معمولا % کالري از چربي، رژيم هاي 10 معمول، رژيم هاي کم چربي داراي % انرژي از منشا چربي و رژيم هاي خيلي 30-50 پرچربي داراي % هستند. براي ايجاد 50 پرچرب، حاوي انرژي چربي بيشتر از چاقي، هر دو نوع رژيم ها پرچرب و خيلي پرچرب مورد استفاده قرار .)7 م يگيرند و وزن بدن وابسته به مقدار چربي است ( منبع چربي مورد استفاده نيز مهم است. برخي محققين گزارش .)8 کرده اند که چربي هاي مختلف، فنوتيپ هاي متفاوتي ايجاد مي کنند ( ، به عنوان مثال، در مورد جوندگان تحت رژيم هاي مساوي از لحاظ چربي آن هايي که روغن ماهي دريافت کرده بودند، اضافه وزن کمتري داشتند و حساسيت به انسولين بيشتري نسبت به آن هايي که با رژيم غني از ). هر چند تمام مقالات 9-11 چربي هاي اشباع تغذيه شده بودند، داشتند ( چنين نتيجه اي را گزارش نکرده اند و اين مي تواند ناشي از تاثيرگذاري .)12 ،10 مقدار چربي و جنسيت باشد ( در رژيم هاي پرچرب و خيلي پرچرب، جوندگان تمايل به افزايش وزن نشان م يدهند ولي در تحمل گلوکز، مقاومت به انسولين، ميزان )14 ،13 تري گليسريد و ساير فاکتورها وابستگي به جنس و گونه ( ) نيز از ديگر عوامل تاثيرگذار هستند. 9-11( و منبع چربي رژيمي مطالعات حاکي از آن است که رت هاي نژاد ويستار و اسپاراگوس
بر مبناي نوع پاسخي که به رژيم غذايي پرچرب م يدهند، به دو 1 داولي دسته مقاوم در برابر چاقي و دسته چاق شونده با رژيم غذايي تقسيم بندي 2 ). براي محققيني که علاقه مند به حوزه چاقي و ديابت نوع 15 م يشوند ( نيز موجود هستند که جنس نر اين موش ها با 2 ZDF هستند، موش هاي مصرف رژيم کم چرب نيز چاق و ديابتي م يشود و با مصرف رژيم پرچرب، به بيمار يهاي جدي تري مبتلا م يشوند. جنس ماده اين موش ها، با وجود چاقي، به ديابت مبتلا نمي شود % انرژي دريافت نمايد 48 مگر اين که رژيم با محتواي چربي ). مقاومت به انسولين ايجاد شده قبل از ابتلا به ديابت در اين 16( موش ها (به خصوص جنس ماده) به محققين اجازه مي دهد وضعيت .)17 پيش ديابتي را مطالعه نمايند ( خلاصه اي از مطالعات انجام شده با محوريت ايجاد 5در جدول شماره بيمار يهاي ناشي از غذا و توصيف کوتاهي از آن ها مشاهده م يشود. گونه هاي مختلف موش ها در مقابل رژيم هاي خيلي پرچرب % انرژي از چربي) رفتارهاي متفاوتي از خود نشان 60 (بيش از به ايجاد چاقي از AKR يا C57BL/6 م يدهند. برخي از قبيل ) ولي برخي ديگر از قبيل 14 طريق چنين رژيمي حساس هستند ( در برابر ايجاد چاقي مقاومت نشان م يدهند SWR/J و A/J گونه هاي ). از اين رو در اين مطالعه بر آن شديم که از رژيم هاي 21 ،20( پرچرب و نه خيلي پرچرب براي ايجاد چاقي و مقاومت به انسولين استفاده نماييم؛ مضاف بر اين که قابليت تعميم به جامعه نيز براساس اين مدل بيشتر است زيرا در جامعه انساني ميزان افرادي که دريافت درصد باشد بسيار اندک است. 50 انرژي از محل چربي آن ها بالاي نخستين توصيف رژيم پرچرب براي ايجاد مدل چاقي به سال ). مطالعات متعاقب آن نشان دادند که 28 برم يگردد ( 1959 رژيم هاي پرچرب باعث ايجاد هيپرگليسمي و مقاومت به انسولين ). نتايج تحقيقات نشان مي دهد که افزايش مصرف 30 ،29 مي شوند ( اسيدهاي چرب اشباع و کلسترول منجر به افزايش کلسترول خون ) و افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي مي شود. 32 ،31( LDLو در موش ها، همانند انسان ها رژيم پرچرب (که حاوي مقادير زيادي % وزني)، که 0/2 از اسيدهاي چرب اشباع باشد) و کلسترول (تقريباً به نام رژيم غربي شناخته مي شود، مي تواند باعث افزايش کلسترول شود. LDL-Cتام و و همکاران براي مقايسه اثرات رژيم هاي Buettnerدر مطالعه مدل رژيم غذايي 4 پرچرب مختلف بر فرايندهاي متابوليک رت ها، % انرژي از چربي به موش ها داده شد که شامل 42پرچرب با هفته 12 چربي خوک، زيتون، نارگيل و روغن ماهي بود و بعد از شاخص هايي چون وزن، تحمل انسولين و پروفايل ليپيدي و گلوکز سنجيده شد. بنابر گزارش 3 سرمي و شاخص مقاومت به انسولين آن ها، بيشترين افزايش وزني در گروه مصرف کننده رژيم پرچرب با منشا چربي از چربي خوک اتفاق افتاد که تفاوت وزني در حدود 606�54 گرم با گروه کنترل در انتهاي مطالعه نشان داده شد ( 100 )<. اين تفاوت معني دار در وزن ها P.value 05/0؛ 36�504در برابر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- Sprague Dawley 2- Zucker diabetic fatty 3- Homeostasis model assessment (HOMA index) = glucose (mmol/l)insu lin )pmol/l(/155
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
293 رضا همایونفر و همكاران
براي گروه هاي مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن زيتون و روغن نارگيل نيز برقرار بود ولي تفاوت وزني مقادير کمتري را نشان مي داد. در حالي که گروه مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن ماهي وزن نهايي متفاوتي از گروه کنترل نداشت. مقادير گلوکز به غير از گروه مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن در مقابل 3/0�6/5( زيتون تفاوت معني داري با گروه کنترل نداشت )<. در مورد انسولين، تفاوت معني دار فقط P.value 05/0 ،3/0�0/5 بين گروه مصرف کننده رژيم پرچربي با منشا چربي خوک با گروه .) % انرژي از 58 % انرژي از چربي) و پرچرب ( 12 غذايي کم چرب ( پرداخته شد. بنا بر گزارش دو B6 و AKR چربي) در دو نوع موش دسته موش مورد نظر در هر دو رژيم (کم چرب و پرچرب) تفاوت افزايش BS وزني قابل توجهي نداشتند؛ با وجود اين که موش هاي کسب کردند ولي نتايج AKR وزني بيشتري به نسبت موش هاي براي گلوکز خون، انسولين، تر يگليسيريد و اسيدهاي چرب آزاد سرم به طور معني داري متفاوت بود. نتيجه مطالعه اين بود که در انتهاي مطالعه عدم تحمل گلوکز بيشتري B6 موش هاي چاق چاق، مقاومت به AKR داشتند، در حالي که در مورد موش هاي انسولين بيشتري مشاهده شد. آن ها گزارش کردند که بافت چربي GLUT4 داراي گيرنده AKR نسبت به موش هاي B6 موش هاي رده به ميزان سه برابر بيشتر است، در حالي که ميزان بيان اين گيرنده در بافت چربي در دو موش، مشابه است. از اين رو مي توان گفت که رده و نژاد حيوان نيز علاوه بر نوع رژيم غذايي آن در ايجاد بيماري هاي .)14 ناشي از غذا تعيين کننده است ( و همکاران، از سه نوع رژيم با کالري Pagliassottiدر مطالعه % از سوکروز 68 % از چربي يا 45 % انرژي رژيم از نشاسته، 68مشابه هفتگي 10 هفتگي (از شير گرفته شده)، 5 در چهار گروه سني .)23 هفتگي (پير) استفاده شد ( 58 هفتگي (بالغ) و 18(جوان)، نتايج مطالعه نشان مي دهد که مقاومت به انسولين نسبي حاصل از فرايند افزايش سن در مقايسه بين گروه ها ،چه در ابتداي مطالعه و چه در انتهاي مطالعه، وجود داشته است ولي رژيم غذايي نيز در افزايش آن موثر بوده است. نکته جالبي که در اين مطالعه به آن اشاره
نوع رژیم گونه فنوتیپ توضیح منبع )18 ،7( تفاوت وزني بين گروه هاي مصرف کننده رژيم پرکالري و هفته مصرف رژيم 2-10 % انرژي از چربي با رت ويستار چاقي معمولي در 30-60 رژيم منابع چربي مختلف
)19 ،16(
نرها با رژيم معمولي نيز ديابت گرفتند ولي بيماري در گروه % انرژي از 48 با چربي بالا شديدتر بود، ماده ها نياز به حداقل چربي داشتند تا بيماري ايجاد شود.
چاقي و ديابت ZDF رژيم عادي با چربي افزوده براي رت گونه % انرژي از چربي 48 رسيدن به
)20 ،14( تفاوت وزني دو گروه روي رژيم هاي عادي و پرچربي از همان هفته اول مشهود بود. هيپرگليسمي از هفته چهارم شروع شد.
چاقي / هيپرگليسمي C57BL/6 % انرژي از چربي با موش 45-60 رژيم منابع مختلف چربي
)21 ،20( چاق C57BL/6 با وجود شباهت دريافت کالري به موش هاي مقاومت به چاقي نشدند. A/J % انرژي از چربي با موش 10-58 رژيم منابع مختلف چربي و کربوهيدرات )21 ،14( مقاومت به C57BL/6 با رژيم پرچرب چاق شدند. در مقايسه با انسولين بالاتري را نشان دادند. چاقي و مقاومت به انسولين AKR % انرژي از چربي با موش 10-58 رژيم منابع مختلف چربي و کربوهيدرات )22( هفته ايجاد شد. 10 فشار خون بالا فشار خون و چاقي بعد ا ز SD % انرژي از چربي رت 32 رژيم )24 ،23( هفته روي رژيم بودن ايجاد شدند. 2 مقاومت به انسولين هر دو عارضه بعد از و تري گليسريد بالا رت ويستار و SD % انرژي از سوکروز رت 60-70 رژيم )25( هفته روي رژيم بودن ايجاد شدند. 2 مقاومت به انسولين هر دو عارضه بعد از % انرژي از فروکتوز همستر سوري و تري گليسريد بالا 60-70 رژيم )27 ،26( هفته روي 14-18 کلسترول بالا و اترواسکلروز خفيف بعد از رژيم ايجاد شدند. اترواسکلروزيس / کلسترول بالا C57BL/6 %موش 1 رژيم با چربي اشباع بالا، % کوليک اسيد 0/25کلسترول و ـ مطالعات با محوريت ايجاد بيمار يهاي ناشي از غذا و توصيفي کوتاه از اين مطالعات 5جدول
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 294
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
م يشود، عدم توانايي رژيم با سوکروز بالا در ايجاد مقاومت به انسولين در موش هاي از شير گرفته شده است. از اين رو، اين مطالعه هم بر فرآيند افزايش سن و هم رژيم غذايي عامل افزايش توده چربي بدن به عنوان عوامل اصلي ايجاد کننده مقاومت به انسولين تاکيد م يکند. در مطالعه حاضر با وجود عدم استفاده از چربي خوک به عنوان منبع چربي (که به اذعان اکثر مطالعات اصل يترين عامل افزايش کلسترول خون و ايجاد مقاومت به انسولين است) و استفاده از چربي حيواني با منشا چربي نشخوارکنندگان، افزايش محسوسي در سطح گلوکز، انسولين، کلسترول و تر يگليسيريد و همچنين مقاومت به انسولين ديده شد. البته مطالعه اي نيز که از اين نوع چربي براي ايجاد چاقي و يا مقاومت به انسولين استفاده کرده باشد يافت نشد و از اين رو م يتوان چنين نتيجه گيري کرد که چربي حيواني با منشا نشخوارکنندگان، قابليت افزايش چربي و چاقي به ميزان چربي خوک را دارا بوده و م يتواند در مطالعات ديگر به عنوان جايگزين اين نوع چربي براي مطالعات داخلي استفاده شود و يا در آناليزهاي غذايي م يتوان اين نوع چربي را با اهميت بيشتري مد نظر قرار داد. مصرف چربي با منشا نشخوار کنندگان با بالا رفتن سطح انسولين، گلوکز و پروفايل ليپيدي حاکي از بيمار يزايي و خطر مصرف اين گونه چرب يها ارتباط دارد. اين نوع چربي که در جامعه ما با عنوان چربي حيواني طرفداران خاصي دارد و حتي برخي مواقع براي آن منافعي نيز ذکر م يگردد، فرد را در خطر بر هم خوردن تعادل ليپيدي و همچنين مقاومت به انسولين قرار م يدهد. البته اين نتايج م يتواند ناشي از ايجاد چاقي و يا به طور مستقيم ناشي از مصرف اين نوع چربي باشد که در آناليز تکميلي، با تعديل تغييرات وزن، تفاوت مقادير انسولين و گلوکز بين دو گروه معن يدار نبود و اين حاکي از اثر رژيم غذايي بر مقادير انسولين و گلوکز به طور غيرمستقيم به خاطر قابليت افزايش وزن است. در مورد شاخص کوييکي بين گروه هاي مورد مطالعه تفاوت معن يداري )که Pvalue<0.0001 ،40/0 � 01/0 در مقابل 34/0 � 02/0(وجود داشت
حاکي از مقاومت به انسولين قابل توجه در گروه مصرف کننده رژيم غذايي پرکالري نسبت به گروه کنترل است. در مطالعات مشابه، از اين شاخص براي بررسي ميزان حساسيت به انسولين استفاده نشده است و از اين رو امکان مقايسه با مطالعات مشابه وجود ندارد ولي در اکثر مطالعات نيز که از استفاده شده است، گزارشي مبني بر ايجاد مقاومت HOMA-IRشاخص به انسولين وجود دارد. از آنجايي که روش کوييکي روش کمتر تهاجمي به شمار م يرود و استرس کمتري بر حيوان وارد م يکند، يافته هاي آن شايد قابليت اعتماد بيشتري براي نمايش ميزان حساسيت به انسولين داشته باشد. در مطالعه حاضر با وجود افزايش کمتر وزن در گروه مصرف کننده رژيم پرچربي نسبت به مطالعات مشابه، نتايج گلوکز، انسولين و پروفايل ليپيدي تفاوت محسوسي بين دو گروه داشته و قابل مقايسه با نتايج مطالعات ديگر بوده است. شايد علت مشاهده چنين نتايجي، تفاوت %50 قابل ملاحظه وزني بين دو گروه مورد مطالعه بوده باشد که حدود گرم اختلاف وزني) و شايد هم به خاطر 130وزن گروه کنترل بود ( ماهيت چربي مورد استفاده در رژيم باشد که قبلا ذکر شد. در کل مي توان اين رژيم غذايي را هم از نظر کارايي و هم از نظر قيمت تمام شده، جايگزين مناسبي براي رژيم هاي غذايي تجاري وارداتي دانست که محققين کشور را از وابستگي به اين نوع رژيم هاي غذايي رها ساخته و همچنين امکان سفارشي سازي رژيم براي مقاصد خاص مطالعاتي در اختيار آن ها قرار م يگيرد. تشکر و قدرداني يافته هاي اين پژوهش با حمايت مالي کميته پژوهشي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي حاصل شده است. نويسندگان مقاله مراتب قدرداني خود را از حمايت هاي دکتر اميرمحمد مرتضويان مسئول کميته پژوهشي دانشجويان اعلام م يدارند.
References 1. Gajda A, Pellizzon M, Ricci M, Ulman E. Diet-induced metabolic syndrome in rodent models. Animal Lab News. 2007. 2. Jalali R, Vasheghani M, Dabbaghmanesh M, Ranjbar Omrani G. Prevalence of Metabolic Syndrome Among Adults in a Rural Area. Iranian Journal of Endocrinology and Metabolism. 2009;11(4):405-14. 3. Alexander CM. The coming of age of the metabolic syndrome. Diabetes care. 2003;26(11):3180-1. 4. McCay CM, Crowell MF, Maynard L. The effect of retarded growth upon the length of life span and upon the ultimate body size. J Nutr. 1935;10(1):63-79. 5. van der Staay FJ. Animal models of behavioral dysfunctions: basic concepts and classifications, and an evaluation strategy. Brain research reviews. 2006;52(1):131-59. 6. Srinivasan K, Ramarao P. Animal model in type 2 diabetes research: An overview. Indian Journal of Medical Research. 2007;125(3):451.
7. Ghibaudi L, Cook J, Farley C, Van Heek M, Hwa JJ. Fat intake affects adiposity, comorbidity factors, and energy metabolism of Sprague-Dawley rats. Obesity. 2002;10(9):956-63. 8. Storlien LH, Higgins J, Thomas T, Brown M, Wang H, Huang X, et al. Diet composition and insulin action in animal models. British journal of nutrition. 2000;83(1):85-90. 9. Buettner R, Parhofer K, Woenckhaus M, Wrede C, KunzSchughart L, Sch�lmerich J, et al. Defining high-fat-diet rat models: metabolic and molecular effects of different fat types. Journal of molecular endocrinology. 2006;36(3):485501. 10. Ikemoto S, Takahashi M, Tsunoda N, Maruyama K, Itakura H, Ezaki O. High-fat diet-induced hyperglycemia and obesity in mice: differential effects of dietary oils. Metabolism. 1996;45(12):1539-46. 11. Wang H, Storlien LH, Huang XF. Effects of dietary fat types on body fatness, leptin, and ARC leptin receptor, NPY, and AgRP mRNA expression. American Journal of Physiol
- دانشکده علوم تغذيه و صنايع غذايي، دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي، تهران، ايران. 1 - دانشکده علوم تغذيه و بهداشت، دانشگاه علوم پزشکي شيراز، شيراز، ايران. 2 - بخش فارماکولوژي، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 3 - بخش بيوشيمي، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 4 - بخش هوشبري، دانشگاه علوم پزشکي فسا، فسا، ايران. 5
چکيده زمينه و هدف: خطر بيمار يهاي قلبي، ديابت و سکته با افزايش عوامل خطر متابوليک افزايش م ييابد. شانس ابتلا به بيمار يهاي قلبي و ديابت در فردي که مبتلا به سندرم متابوليک است، به ترتيب دو و پنج برابر بيش از افراد عادي است. مدل هاي بيماري ناشي از رژيم غذايي پرکالري در جوندگان نقش مهمي در آناليز پاتوفيزيولوژي سندرم متابوليک ها در مطالعات مختلف تفاوت قابل توجهي با هم دارند و شايد شباهت زيادي به مدل سندرم متابوليک ايجاد شده درانسان نداشته باشند. هدف ايفا م يکنند. با اين وجود، اين رژيم از مطالعه حاضر، ايجاد يک مدل موشي مشابه با مدل بيماري موجود در انسان است. کالري در هر صد گرم 416 سر موش نر پنج هفته اي از نوع ويستار به طور تصادفي در دو گروه تخصيص داده شده اند. براي يکي از گروه ها رژيم پرکالري با 20 مواد و روش ها: تعداد هفته برقرار شد. تغييرات وزني، پروفايل ليپيدي، مقادير گلوکز، انسولين و شاخص کوييکي (شاخصي از ميزان حساسيت 12 (ساخت محقق) و براي گروه ديگر رژيم کنترل به مدت بافت ها به انسولين)، براي دو گروه اندازه گيري شد و تغييرات وزني با آزمون اندازه هاي مکرر و تي مستقل و نتايج حاصل از سرم با استفاده از آزمون تي مستقل آناليز شد. � 01/0 در مقابل 34/0 � 02/0( در انتهاي مطالعه تفاوت محسوسي بين دو گروه داشت. شاخص کوييکي HDL نتايج: مقادير وزن، گلوکز، انسولين و پروفايل ليپيدي (به غير از ( )< نشان از ايجاد مقاومت به انسولين در گروه مصرف کننده رژيم پرانرژي داشت. 0001/0P value ،40/0 هاي غذايي براي ايجاد اين دسته از نتيجه گيري: مطالعه حاضر نشان دهنده توانايي ساخت مدل سندرم متابوليک ناشي از رژيم غذايي در داخل کشور و عدم نياز به خريد رژيم بيمار يها از خارج از کشور است. کلمات کليدي: سندرم متابوليک، رژيم غذايي، رژيم پرانرژي، رژيم پرچربي، رت ويستار
مقدمه نگاه اجمالي به جوامع بشري نشان م يدهد که بسياري از انسان ها اضافه وزن دارند و اين چاقي در جوامع توسعه يافته در حالت همه گيري است. چاقي م يتواند منشا بيمار يهايي از قبيل مقاومت به انسولين، سطح غير طبيعي چرب يهاي خون ( افزايش تري گليسريد و کاهش ليپوپروتئين هاي با چگالي بالا) و فشار خون بالا باشد. اصطلاح سندرم ) براي توصيف وقوع هم زمان اين بيمار يها است و افراد MS متابوليک ( ، مبتلا به سندرم متابوليک در خطر بيشترا بتلا به بيمار يهاي قلبي-عروقي .)1 ، سرطان و کبد چرب غير الکلي هستند ( 2 ديابت نوع درصد 25/6 ،ATPIII1 شيوع سندرم متابوليک در ايران بر اساس تعريف به ترتيب 2 IDF بازنگري شده و ATPIII بوده که اين ميزان بر مبناي تعريف درصد است کـه حـدود يک سـوم جمعيت را شـامل 30/5 درصد و 29
.)2 م يشود و آماري بالاتر از جمعيت اروپا و امريکا را نشان م يدهد ( برآورده شده است که در ايالات متحده هر فرد مبتلا به سندرم متابوليک، دلار هزينه ي درماني م يشود. 4000سالانه متحمل حدود علل زمينه اي سندرم متابوليك ناشناخته است، اگرچه مقاومت به انسولين و تجمع چربي احشايي به عنوان پيش زمينه هاي آن پيشنهاد ) شرايط فيزيولوژيکي است که IR ). مقاومت به انسولين ( 3 مي گردند ( در طي آن هورمون انسولين توانايي کمتري در کاهش قند خون پيدا م يکند. افزايش متعاقب قند خون م يتواند چنان زياد باشد که فراتر از محدوده طبيعي قند خون قرار گرفته و براي سلامتي مشکل آفرين باشد. برخي از سلول ها از قبيل سلول هاي چربي و عضلاني، براي ورود ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ گلوکز به درون سلول نياز به انسولين دارند. درصورتي که اين سلول ها به * نويسنده مسئول: حميد زند، گروه علوم پايه، انستيتو تحقيقات تغذيه، دانشگاه علوم پزشکي شهيد Email: hamidzand@gmail.com 09127097218 بهشتي، تهران، ايران. تلفن: ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- International Diabetes Federation 2- ATPIII: Adult Treatment Panel III
1391/09/15 تاريخ پذيرش مقاله: 1391/03/03تاريخ دريافت مقاله:
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
289 رضا همایونفر و همكاران
انسولين موجود در گردش خون پاسخ ندهند، قند خون افزايش م ييابد. مقاومت به انسولين اثرات متعددي بر جاي م يگذارد که شامل کاهش توانايي سلول هاي چربي در برداشت چربي خون و افزايش هيدروليز تري گليسريدهاي محيطي م يگردد. اين هيدروليز منجر به افزايش اسيدهاي چرب آزاد در جريان خون و خطرات متعاقب آن م يشود. همانند بسياري از بيمار يها، خطر ايجاد سندرم متابوليک نيز حاصل تعامل ژن ها با محيط اطراف است. از آنجايي که ژنوتيپ انسان ها در طي سده هاي مختلف تغييري نکرده است، بنابراين بايد به عوامل محيطي به عنوان عامل اصلي افزايش ابتلا به سندرم متابوليک در طي سال هاي اخير توجه کرد. يکي از مهم ترين مسائل در اين زمينه، تعادل انرژي است که بين ميزان انرژي دريافتي از طريق غذا با ميزان انرژي مصرف شده در طي فعاليت هاي جسماني برقرار م يشود. علاوه بر تعادل انرژي، نوع غذايي که مصرف م يشود نيز اهميت دارد. از منظر تکاملي، چنين بيان شده است که چاقي و ساير بيمار يهاي مرتبط، در حقيقت نتيجه طبيعي دريافت زياد کالري است. در طي تکامل، از آنجايي که منابع غذايي پايدار نبوده و دوره هاي گرسنگي معمول بوده است، داشتن ژن هايي که اجازه ذخيره سازي موثر کالري در شکل چربي را فراهم م يساخته اند، يک مزيت محسوب م يشده است. مشکل اينجاست که اين ژن هاي صرفه جو همچنان وجود دارند و غذاهاي غني از چرب يهاي اشباع، قندهاي ساده و نمک به ميزان زيادي در رژيم غذايي افراد جاي باز کرده اند. در آن سوي ديگر سکه دريافت کالري، اين حقيقت قرار دارد که محدوديت طولاني .)4 مدت دريافت انرژي موجب افزايش طول عمر م يشود ( هزينه هاي درماني ناشي از سندرم متابوليک در حال افزايش است و تعجبي ندارد که جامعه ي پزشکي به دنبال مدل هاي حيواني شبيه سازي شده براي اين بيماري در انسان باشد تا درمان هاي بالقوه در انسان را بر روي آن ها مورد آزمايش قرار دهد. به دليل نقش محوري رژيم غذايي در ايجاد اين عارضه در انسان، اکثر مدل هاي بيماري در حيوانات، از رژيم غذايي براي شبيه سازي اين شرايط استفاده م يکنند. مدل هاي حيواني سيستم هايي هستند که به منظور ايجاد شرايط قابل مطالعه در گونه ي ديگر به وجود م يآيند و م يتوان آن ها را به .)5 دو دسته مدل هاي طبيعي و مدل هاي ژنتيکي تقسيم بندي نمود ( امروزه حيواناتي که مورد دستکاري ژنتيکي قرار گرفته اند، به طور گسترده در مطالعات مربوط به ديابت مورد استفاده قرار م يگيرند. اين حيوانات هيپرانسولينمي بالايي از خود نشان م يدهند که با وجود مفيد مشاهده نم يشود. 2 بودن براي مطالعات، در نمونه هاي انساني ديابت نوع به علاوه چنين ژنوتيپي نيز در انسان مشاهده نم يشود. در مقابل، مدل ديابت ايجاد شده به واسطه ي رژيم غذايي که حاصل چاقي ناشي از دريافت رژيم غذايي پر کالري باشد، شباهت بيشتري با مدل ديابت نوع حاصل چاقي و اضافه وزن است. ً ايجاد شده در انسان دارد که معمولا 2 افزايش ملايمي در ً حيوانات چاق شده به واسطه رژيم غذايي، معمولا سطح انسولين سرمي نسبت به حيوانات گروه کنترل دارند در حالي که .)6 سطح گلوکز آن ها بدون تغيير يا افزايش يافته است ( در حال حاضر برايا يجاد مدل سندرم متابوليک نياز بها ستفادها ز محصولات هاي غذايي تجاري توليدي در خارج از کشور است، که تامين آن به دليل تحريم تجاري اعمال شده از سوي ديگر کشورها دشوار است. به همين منظور مطالعات با محوريت ايجاد بيمار يهاي ناشي از غذا به خصوص سندرم متابوليک مورد
بررسي قرار گرفته و سعي شده تا بهترين مدل ممکن پيشنهاد گردد. مواد و روش ها سر موش نر پنج هفته اي از نوع ويستار انتخاب شدند 20تعداد و به طور تصادفي در دو گروه قرار گرفتند. وزن ابتداي مطالعه در دو 68/12 � 4/58 در برابر 72 � 6/32 گروه تفاوت معني داري نداشت ( =( يک هفته رژيم استاندارد (کارخانه دانه پارس) P value 0/166و جهت وفق پيدا کردن با شرايط آزمايشگاه به هر دو گروه داده شد. در پايان هفته ي اول براي يکي از گروه ها رژيم پرکالري با چربي از منشا چربي نشخوار کنندگان (ساخت محقق) شروع و رژيم کنترل براي گروه ) در اختيار حيوانات ad libitum( ديگر ادامه پيدا کرد. غذا به دلخواه درجه 20-24قرار داشت. محيط نگهداري حيوانات داراي درجه حرارت ساعته 12 و چرخه روشنايي و تاريکي 20-70 سانتي گراد، رطوبت % دقيق بود. نکات اخلاقي مربوط به نگهداري حيوانات و آزمايش هاي انجام شده بر آن ها بر اساس پروتکل مورد تأييد دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي رعايت شد. شاخص هاي سرمي در انتهاي مطالعه و وزن حيوانات که kentscientific در فواصل يک هفته اي با استفاده از ترازوي شرکت دقتي برابر با يک صدم گرم داشت، مورد سنجش قرار گرفت. در انتهاي هفته ي دوازدهم، بعد از بيهوشي با اتر (که کم ترين تاثير را بر شاخصه هاي متابوليک دارد)، از قلب حيوان خون گيري و سرم حيوانات جداسازي شد و جهت کاهش احتمال سوگيري در آزمايش ها کد گذاري شد. پروفايل ليپيدي توسط کيت هاي شرکت پارس آزمون و به طريق آنزيمي اندازه گيري شد. انسولين سرم با استفاده از کيت شرکت کايمن و با روش اليزا سنجش گرديد. 1 شاخص ديگري که مورد استفاده قرار گرفت، شاخص کوييکي است که به عنوان شاخص حساسيت به انسولين در نظر گرفته مي شود و مقادير بالاتر آن، نشاندهنده ي افزايش حساسيت به انسولين /1 است. نحوه ي محاسبه اين شاخص به صورت مقابل است: ]). علت استفاده از اين شاخص نسبت به log(insulin) log(glucose[ ،که بسيار مورد استفاده قرار م يگيرد، در HOMA-IR2 شاخص رايج کمتر تهاجمي بودن آن و عدم وارد کردن استرس خون گيري مکرر از رژیم استاندارد رژیم پرکالری
درصد وزنی
درصد انرژی
مقدار انرژی گرم100در
درصد انرژی
مقدار انرژی گرم100در %47 %45 187 %58 175 کربوهيدرات %19 %41 171 %13 39 چربي %14/5 %14 58 %28 84 پروتئين %100 416 %100 302 مجموع ـ ترکيبات سازنده رژيم غذايي پرکالري و رژيم استاندارد 1جدول ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- QUICKI: quantitative insulin check index of insulin sensitivity 2- HOMA-IR: Homeostasis Model of Assessment - Insulin Resistance
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 290
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
حيوان است. در مورد شاخص کوييکي فقط با يک بار خون گيري ميزان حساسيت به انسولين قابل اندازه گيري است. رژيم غذايي در محل آزمايشگاه حيوانات انستيتو تحقيقات تغذيه و با استفاده از امکانات مرکز ساخته شد. ترکيبات موجود در رژيم غذايي ساخته شده توسط محقق و رژيم استاندارد مورد استفاده در آزمايشگاه
و ترکيب اسيدهاي چرب موجود در 1 حيوانات، در جدول شماره ذکر شده است.2محصول در جدول صورت گرفت. SPSS و تحليل داده ها با استفاده از نرم افزار آماري
، از آزمون شاپيرو-ويلک به منظور برآورد تبعيت داده ها از توزيع طبيعي استفاده شد. مقادير وزني با استفاده از اندازه گير يهاي مکرر و آزمون تي مستقل مورد آناليز قرار گرفت و مقايسه ي ميانگين شاخصهاي سرمي به وسيله آزمون تي مستقل انجام شد. داده ها به صورت ميانگين � خطاي < به عنوان معني دار در نظر گرفته P 05/0 استاندارد گزارش و مقادير شدند. نتايج روند افزايش وزن دو گروه در پايان هفته دوازدهم ديده 1در نمودار م يشود. نکته قابل توجه در تقريبا افقي شدن منحني رشد گروه کنترل از هفتگي 12 حوالي هفته هفتم شروع رژيم است که اين مرحله مصادف با سن رشد آن ها است. به نظر م يرسد اين اتفاق به دليل رسيدن به بلوغ و توقف رشد بدني باشد. با اين حال، افزايش وزن در گروه مصرف کننده ، ميانگين و انحراف 3 رژيم پرکالري همچنان ادامه يافت. در جدول شماره هفته قابل مشاهده مي باشد. 12 معيار مقادير افزايش وزن دو گروه طي مقادير شاخص هاي سرمي شامل انسولين، گلوکز و پروفايل ليپيدي در گروه مصرف کننده رژيم پرکالري تفاوت معني داري با گروه مصرف تفاوت دو گروه HDL کننده غذاي کنترل نشان م يدهد. البته در مورد .)4 محسوس نيست (جدول شماره ما در اين مطالعه توانستيم سندرم متابوليک و مقاومت به انسولين را در موش هاي صحرايي عادي (بدون تغيير ژنتيکي) از طريق رژيم غذايي ايجاد کنيم. همان گونه که در مقدمه ذکر شد، اصطلاح سندرم ) براي توصيف وقوع هم زمان شرايطي از قبيل مقاومت MS متابوليک ( به انسولين، سطح غيرطبيعي چربي هاي خون (تري گليسريد بالا و پايين بودن ليپوپروتئين هاي با چگالي بالا) و فشار خون بالا است و افراد مبتلا به سندرم متابوليک در خطر بيشتر ابتلا به بيماري هاي ، سرطان و کبد چرب غيرالکلي قرار دارند. 2 قلبي عروقي، ديابت نوع با توجه به روند رو به رشد اين بيماري و اين حقيقت که متاسفانه شيوع اين بيماري در جامعه ما چندين برابر جوامع غربي است، اهميت مطالعه و بررسي اين شرايط پررنگ تر م يگردد و از آنجايي که اين بيماري بيشتر در ارتباط با الگو و سبک زندگي افراد و تمايل
به سمت مصرف رژيم غذايي غربي قرار م يگيرد، مطالعاتي که بتوانند چنين شرايطي را با استفاده از مداخله هاي دارويي يا ژنتيکي همانند سازي نمايند، نزديکي بيشتري با شرايط موجود در جامعه پيدا
اسید چرب مقدار (گرم( 0/55 C4:0 0/41 C6:0 0/26 C8:0 0/60 C10:0 0/85 C12:0 2/61 C:14:0 0/32 C:16:0 0/55 C:16:1 1/71 C:18:0 3/42 C:18:1c 0/66 C:18:1t 0/17 C:18:2c 0/12 C:18:2t 0/02 C:20:0 گرم محصول100 ـ ترکيب اسيدچربي در هر 2جدول
12هفته 11هفته 10هفته 9هفته 8هفته 7هفته 6هفته 5هفته 4هفته 3هفته 2هفته 1هفته
� 36/67 330
� 33/73 304
� 34/24 295
� 34/81 276/5
� 32/64 264
� 31/66 245/5
� 31/09 235
� 24/73 211/5
� 19/47 182/5
� 17/35 158
� 4/22 97
� 6/32 72
گروه پرکالري (گرم)
� 8/45 197/5
� 14/14 190
� 19/45 183/13
� 21/17 176/25
� 22/16 173/75
� 23/52 170/63
� 21/87 151/88
� 17/32 137/5
� 14/13 128/13
� 10/69 115
� 12/17 91/25
� 4/58 68/13
گروه کنترل (گرم) >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 >0/0001 0/180 0/166 P.value ـ ميانگين و انحراف معيار مقادير افزايش وزن دو گروه 3جدول *. مقايسه مقادير با استفاده از آزمون تي مستقل
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
291 رضا همایونفر و همكاران
خواهند کرد و طراحي چنين مدلي مي تواند راه را براي مطالعات بيشتر جهت يافتن مکانيسم هاي ايجاد يا فرآيندهاي درماني در اين بيماران هموار سازد. در حال حاضر، مدل هاي ژنتيکي اين بيماري در دسترس هستند که هم قيمت بالايي داشته و هم همان گونه که
قبلا اشاره شد قابليت تعميم پذيري آن ها به بيماران عادي جامعه بسيار اندک است. دليل اين است که اين بيماري در جامعه معمولا ناشي از نقايص ژنتيکي يا پلي مورفيسم هاي تک نوکلئوتيدي نبوده و عمدتا به طور ساده حاصل الگوي زندگي نادرست و مصرف انرژي
P value 95% confidence interval رژیم پرکالری گروه کنترل میانگین تفاوت ها >0/0001 1/42 – 3/25 2/34 � 0/43 2/15 � 0/46 4/49 � 1/29 )ng/ml( انسولين >0/0001 7/17 – 21/02 14/10 � 3/29 46/60 � 7/82 60/70 � 6/88 )mg/dl(کلسترول >0/019 5/83 – 56/56 31/2 � 12/07 152/40 � 15/48 183/60 � 34/90 )mg/dl(گلوکز >0/514 -6/24 – 12/04 2/90 � 4/35 31/80 � 10/88 34/70 � 8/42 (mg/dl) HDL >0/001 32/66 – 102/13 67/40 � 16/53 57/20 � 24/02 124/60 � 46/43 (mg/dl) TG >0/0001 0/03 – 0/07 0/05 � 0/008 0/40 � 0/01 0/34 � 0/02 کوئيکي ـ ميانگين و انحراف معيار شاخص هاي سرمي در انتهاي مطالعه 4جدول *. مقايسه ميانگين ها با استفاده از آزمون تي مستقل
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 292
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
بالا و بي تحرکي است. رژيم هاي غذايي تجاري موجود در بازار که از توليد کنندگان متعدد آمريکايي يا اروپايي قابل تهيه هستند، نيز مشکلات خاصي دارند. رژيم هاي غذايي توليدي معمولا نيمه عمر کوتاهي دارند و براي اکثر آن ها ، با وجودي که پرتودهي نيز انجام مي شود، تاريخ انقضايي در حدود چهار ماه ذکر مي شود که با توجه به شرايط خاص کشور ما (منطقه گرمسيري و مشکلات واردات) نمي توان روي سلامت رژيم حساب کرد و به خصوص که قيمت بالاي محصول و در برخي مواقع کج سليقه گي فروشندگان (ذکر دلايلي واهي چون تحريم) مانع دسترسي محققان ايراني م يگردد. از اين رو، امکان طراحي يک رژيم غذايي براي ايجاد اين بيماري و يا ساير بيماري هاي با منشا غذايي مي تواند کشور را از واردات اين گونه محصولات، بي نياز نموده و همچنين با توجه به مدت زمان اندک مورد لزوم براي دستيابي به رژيم و امکان سفارشي نمودن محصول براي مقاصد خاص پژوهشي، قابليت اطمينان بيشتري به اين رژيم مي بخشد. قيمت پايين محصول (قيمت محصول براي هر کيلوگرم در اين مطالعه کمتر از يک دهم قيمت خريد مشابه خارجي تمام شد) نيز ديگر مزيت قابل ذکر براي آن است. رژيم غذايي مورد استفاده در % از محل چربي و 41 % انرژي از محل کربوهيدرات، 45 اين مطالعه % از محل پروتئين داشت که شباهت نسبتاً زيادي با رژيم غذايي 14 پرانرژي مورد استفاده افراد جامعه دارد. بسياري از رژيم هاي تجاري % تامين م يکنند که با 60 در دسترس، چربي رژيم غذايي را در حد وجود موثر بودن در ايجاد چاقي، به وجود آوردن مقاومت به انسولين و اختلال پروفايل ليپيدي شباهت چنداني به رژيم غذايي معمول افراد جامعه ندارند و اين امر قابليت تعميم آن ها به افراد جامعه و نتايج تحقيق را زير سوال م يبرد. مطالعات حاکي از اين هستند که چنين مدل هاي حيواني ويژگي هاي مشابهي با انسان دارند و مي توان .)6 از آن ها براي شبيه سازي مطالعات انساني استفاده نمود ( تعريف مشخصي ندارد. به طور ً مقادير ترکيبات رژيم معمولا % کالري از چربي، رژيم هاي 10 معمول، رژيم هاي کم چربي داراي % انرژي از منشا چربي و رژيم هاي خيلي 30-50 پرچربي داراي % هستند. براي ايجاد 50 پرچرب، حاوي انرژي چربي بيشتر از چاقي، هر دو نوع رژيم ها پرچرب و خيلي پرچرب مورد استفاده قرار .)7 م يگيرند و وزن بدن وابسته به مقدار چربي است ( منبع چربي مورد استفاده نيز مهم است. برخي محققين گزارش .)8 کرده اند که چربي هاي مختلف، فنوتيپ هاي متفاوتي ايجاد مي کنند ( ، به عنوان مثال، در مورد جوندگان تحت رژيم هاي مساوي از لحاظ چربي آن هايي که روغن ماهي دريافت کرده بودند، اضافه وزن کمتري داشتند و حساسيت به انسولين بيشتري نسبت به آن هايي که با رژيم غني از ). هر چند تمام مقالات 9-11 چربي هاي اشباع تغذيه شده بودند، داشتند ( چنين نتيجه اي را گزارش نکرده اند و اين مي تواند ناشي از تاثيرگذاري .)12 ،10 مقدار چربي و جنسيت باشد ( در رژيم هاي پرچرب و خيلي پرچرب، جوندگان تمايل به افزايش وزن نشان م يدهند ولي در تحمل گلوکز، مقاومت به انسولين، ميزان )14 ،13 تري گليسريد و ساير فاکتورها وابستگي به جنس و گونه ( ) نيز از ديگر عوامل تاثيرگذار هستند. 9-11( و منبع چربي رژيمي مطالعات حاکي از آن است که رت هاي نژاد ويستار و اسپاراگوس
بر مبناي نوع پاسخي که به رژيم غذايي پرچرب م يدهند، به دو 1 داولي دسته مقاوم در برابر چاقي و دسته چاق شونده با رژيم غذايي تقسيم بندي 2 ). براي محققيني که علاقه مند به حوزه چاقي و ديابت نوع 15 م يشوند ( نيز موجود هستند که جنس نر اين موش ها با 2 ZDF هستند، موش هاي مصرف رژيم کم چرب نيز چاق و ديابتي م يشود و با مصرف رژيم پرچرب، به بيمار يهاي جدي تري مبتلا م يشوند. جنس ماده اين موش ها، با وجود چاقي، به ديابت مبتلا نمي شود % انرژي دريافت نمايد 48 مگر اين که رژيم با محتواي چربي ). مقاومت به انسولين ايجاد شده قبل از ابتلا به ديابت در اين 16( موش ها (به خصوص جنس ماده) به محققين اجازه مي دهد وضعيت .)17 پيش ديابتي را مطالعه نمايند ( خلاصه اي از مطالعات انجام شده با محوريت ايجاد 5در جدول شماره بيمار يهاي ناشي از غذا و توصيف کوتاهي از آن ها مشاهده م يشود. گونه هاي مختلف موش ها در مقابل رژيم هاي خيلي پرچرب % انرژي از چربي) رفتارهاي متفاوتي از خود نشان 60 (بيش از به ايجاد چاقي از AKR يا C57BL/6 م يدهند. برخي از قبيل ) ولي برخي ديگر از قبيل 14 طريق چنين رژيمي حساس هستند ( در برابر ايجاد چاقي مقاومت نشان م يدهند SWR/J و A/J گونه هاي ). از اين رو در اين مطالعه بر آن شديم که از رژيم هاي 21 ،20( پرچرب و نه خيلي پرچرب براي ايجاد چاقي و مقاومت به انسولين استفاده نماييم؛ مضاف بر اين که قابليت تعميم به جامعه نيز براساس اين مدل بيشتر است زيرا در جامعه انساني ميزان افرادي که دريافت درصد باشد بسيار اندک است. 50 انرژي از محل چربي آن ها بالاي نخستين توصيف رژيم پرچرب براي ايجاد مدل چاقي به سال ). مطالعات متعاقب آن نشان دادند که 28 برم يگردد ( 1959 رژيم هاي پرچرب باعث ايجاد هيپرگليسمي و مقاومت به انسولين ). نتايج تحقيقات نشان مي دهد که افزايش مصرف 30 ،29 مي شوند ( اسيدهاي چرب اشباع و کلسترول منجر به افزايش کلسترول خون ) و افزايش خطر ابتلا به بيماري هاي قلبي مي شود. 32 ،31( LDLو در موش ها، همانند انسان ها رژيم پرچرب (که حاوي مقادير زيادي % وزني)، که 0/2 از اسيدهاي چرب اشباع باشد) و کلسترول (تقريباً به نام رژيم غربي شناخته مي شود، مي تواند باعث افزايش کلسترول شود. LDL-Cتام و و همکاران براي مقايسه اثرات رژيم هاي Buettnerدر مطالعه مدل رژيم غذايي 4 پرچرب مختلف بر فرايندهاي متابوليک رت ها، % انرژي از چربي به موش ها داده شد که شامل 42پرچرب با هفته 12 چربي خوک، زيتون، نارگيل و روغن ماهي بود و بعد از شاخص هايي چون وزن، تحمل انسولين و پروفايل ليپيدي و گلوکز سنجيده شد. بنابر گزارش 3 سرمي و شاخص مقاومت به انسولين آن ها، بيشترين افزايش وزني در گروه مصرف کننده رژيم پرچرب با منشا چربي از چربي خوک اتفاق افتاد که تفاوت وزني در حدود 606�54 گرم با گروه کنترل در انتهاي مطالعه نشان داده شد ( 100 )<. اين تفاوت معني دار در وزن ها P.value 05/0؛ 36�504در برابر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 1- Sprague Dawley 2- Zucker diabetic fatty 3- Homeostasis model assessment (HOMA index) = glucose (mmol/l)insu lin )pmol/l(/155
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
293 رضا همایونفر و همكاران
براي گروه هاي مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن زيتون و روغن نارگيل نيز برقرار بود ولي تفاوت وزني مقادير کمتري را نشان مي داد. در حالي که گروه مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن ماهي وزن نهايي متفاوتي از گروه کنترل نداشت. مقادير گلوکز به غير از گروه مصرف کننده ي رژيم پرچربي با منشا روغن در مقابل 3/0�6/5( زيتون تفاوت معني داري با گروه کنترل نداشت )<. در مورد انسولين، تفاوت معني دار فقط P.value 05/0 ،3/0�0/5 بين گروه مصرف کننده رژيم پرچربي با منشا چربي خوک با گروه .)
نوع رژیم گونه فنوتیپ توضیح منبع )18 ،7( تفاوت وزني بين گروه هاي مصرف کننده رژيم پرکالري و هفته مصرف رژيم 2-10 % انرژي از چربي با رت ويستار چاقي معمولي در 30-60 رژيم منابع چربي مختلف
)19 ،16(
نرها با رژيم معمولي نيز ديابت گرفتند ولي بيماري در گروه % انرژي از 48 با چربي بالا شديدتر بود، ماده ها نياز به حداقل چربي داشتند تا بيماري ايجاد شود.
چاقي و ديابت ZDF رژيم عادي با چربي افزوده براي رت گونه % انرژي از چربي 48 رسيدن به
)20 ،14( تفاوت وزني دو گروه روي رژيم هاي عادي و پرچربي از همان هفته اول مشهود بود. هيپرگليسمي از هفته چهارم شروع شد.
چاقي / هيپرگليسمي C57BL/6 % انرژي از چربي با موش 45-60 رژيم منابع مختلف چربي
)21 ،20( چاق C57BL/6 با وجود شباهت دريافت کالري به موش هاي مقاومت به چاقي نشدند. A/J % انرژي از چربي با موش 10-58 رژيم منابع مختلف چربي و کربوهيدرات )21 ،14( مقاومت به C57BL/6 با رژيم پرچرب چاق شدند. در مقايسه با انسولين بالاتري را نشان دادند. چاقي و مقاومت به انسولين AKR % انرژي از چربي با موش 10-58 رژيم منابع مختلف چربي و کربوهيدرات )22( هفته ايجاد شد. 10 فشار خون بالا فشار خون و چاقي بعد ا ز SD % انرژي از چربي رت 32 رژيم )24 ،23( هفته روي رژيم بودن ايجاد شدند. 2 مقاومت به انسولين هر دو عارضه بعد از و تري گليسريد بالا رت ويستار و SD % انرژي از سوکروز رت 60-70 رژيم )25( هفته روي رژيم بودن ايجاد شدند. 2 مقاومت به انسولين هر دو عارضه بعد از % انرژي از فروکتوز همستر سوري و تري گليسريد بالا 60-70 رژيم )27 ،26( هفته روي 14-18 کلسترول بالا و اترواسکلروز خفيف بعد از رژيم ايجاد شدند. اترواسکلروزيس / کلسترول بالا C57BL/6 %موش 1 رژيم با چربي اشباع بالا، % کوليک اسيد 0/25کلسترول و ـ مطالعات با محوريت ايجاد بيمار يهاي ناشي از غذا و توصيفي کوتاه از اين مطالعات 5جدول
1391 زمستان l 4 شمـاره l سـال د وم l مجلـه د انشگـاه علـوم پـزشکـي فسـا
صفحه
http://journal.fums.ac.ir
های صحرایی 294
ایجاد مدل سندرم متابولیک از طریق رژیم غذایی در موش
م يشود، عدم توانايي رژيم با سوکروز بالا در ايجاد مقاومت به انسولين در موش هاي از شير گرفته شده است. از اين رو، اين مطالعه هم بر فرآيند افزايش سن و هم رژيم غذايي عامل افزايش توده چربي بدن به عنوان عوامل اصلي ايجاد کننده مقاومت به انسولين تاکيد م يکند. در مطالعه حاضر با وجود عدم استفاده از چربي خوک به عنوان منبع چربي (که به اذعان اکثر مطالعات اصل يترين عامل افزايش کلسترول خون و ايجاد مقاومت به انسولين است) و استفاده از چربي حيواني با منشا چربي نشخوارکنندگان، افزايش محسوسي در سطح گلوکز، انسولين، کلسترول و تر يگليسيريد و همچنين مقاومت به انسولين ديده شد. البته مطالعه اي نيز که از اين نوع چربي براي ايجاد چاقي و يا مقاومت به انسولين استفاده کرده باشد يافت نشد و از اين رو م يتوان چنين نتيجه گيري کرد که چربي حيواني با منشا نشخوارکنندگان، قابليت افزايش چربي و چاقي به ميزان چربي خوک را دارا بوده و م يتواند در مطالعات ديگر به عنوان جايگزين اين نوع چربي براي مطالعات داخلي استفاده شود و يا در آناليزهاي غذايي م يتوان اين نوع چربي را با اهميت بيشتري مد نظر قرار داد. مصرف چربي با منشا نشخوار کنندگان با بالا رفتن سطح انسولين، گلوکز و پروفايل ليپيدي حاکي از بيمار يزايي و خطر مصرف اين گونه چرب يها ارتباط دارد. اين نوع چربي که در جامعه ما با عنوان چربي حيواني طرفداران خاصي دارد و حتي برخي مواقع براي آن منافعي نيز ذکر م يگردد، فرد را در خطر بر هم خوردن تعادل ليپيدي و همچنين مقاومت به انسولين قرار م يدهد. البته اين نتايج م يتواند ناشي از ايجاد چاقي و يا به طور مستقيم ناشي از مصرف اين نوع چربي باشد که در آناليز تکميلي، با تعديل تغييرات وزن، تفاوت مقادير انسولين و گلوکز بين دو گروه معن يدار نبود و اين حاکي از اثر رژيم غذايي بر مقادير انسولين و گلوکز به طور غيرمستقيم به خاطر قابليت افزايش وزن است. در مورد شاخص کوييکي بين گروه هاي مورد مطالعه تفاوت معن يداري )که Pvalue<0.0001 ،40/0 � 01/0 در مقابل 34/0 � 02/0(وجود داشت
حاکي از مقاومت به انسولين قابل توجه در گروه مصرف کننده رژيم غذايي پرکالري نسبت به گروه کنترل است. در مطالعات مشابه، از اين شاخص براي بررسي ميزان حساسيت به انسولين استفاده نشده است و از اين رو امکان مقايسه با مطالعات مشابه وجود ندارد ولي در اکثر مطالعات نيز که از استفاده شده است، گزارشي مبني بر ايجاد مقاومت HOMA-IRشاخص به انسولين وجود دارد. از آنجايي که روش کوييکي روش کمتر تهاجمي به شمار م يرود و استرس کمتري بر حيوان وارد م يکند، يافته هاي آن شايد قابليت اعتماد بيشتري براي نمايش ميزان حساسيت به انسولين داشته باشد. در مطالعه حاضر با وجود افزايش کمتر وزن در گروه مصرف کننده رژيم پرچربي نسبت به مطالعات مشابه، نتايج گلوکز، انسولين و پروفايل ليپيدي تفاوت محسوسي بين دو گروه داشته و قابل مقايسه با نتايج مطالعات ديگر بوده است. شايد علت مشاهده چنين نتايجي، تفاوت %50 قابل ملاحظه وزني بين دو گروه مورد مطالعه بوده باشد که حدود گرم اختلاف وزني) و شايد هم به خاطر 130وزن گروه کنترل بود ( ماهيت چربي مورد استفاده در رژيم باشد که قبلا ذکر شد. در کل مي توان اين رژيم غذايي را هم از نظر کارايي و هم از نظر قيمت تمام شده، جايگزين مناسبي براي رژيم هاي غذايي تجاري وارداتي دانست که محققين کشور را از وابستگي به اين نوع رژيم هاي غذايي رها ساخته و همچنين امکان سفارشي سازي رژيم براي مقاصد خاص مطالعاتي در اختيار آن ها قرار م يگيرد. تشکر و قدرداني يافته هاي اين پژوهش با حمايت مالي کميته پژوهشي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي حاصل شده است. نويسندگان مقاله مراتب قدرداني خود را از حمايت هاي دکتر اميرمحمد مرتضويان مسئول کميته پژوهشي دانشجويان اعلام م يدارند.
References 1. Gajda A, Pellizzon M, Ricci M, Ulman E. Diet-induced metabolic syndrome in rodent models. Animal Lab News. 2007. 2. Jalali R, Vasheghani M, Dabbaghmanesh M, Ranjbar Omrani G. Prevalence of Metabolic Syndrome Among Adults in a Rural Area. Iranian Journal of Endocrinology and Metabolism. 2009;11(4):405-14. 3. Alexander CM. The coming of age of the metabolic syndrome. Diabetes care. 2003;26(11):3180-1. 4. McCay CM, Crowell MF, Maynard L. The effect of retarded growth upon the length of life span and upon the ultimate body size. J Nutr. 1935;10(1):63-79. 5. van der Staay FJ. Animal models of behavioral dysfunctions: basic concepts and classifications, and an evaluation strategy. Brain research reviews. 2006;52(1):131-59. 6. Srinivasan K, Ramarao P. Animal model in type 2 diabetes research: An overview. Indian Journal of Medical Research. 2007;125(3):451.
7. Ghibaudi L, Cook J, Farley C, Van Heek M, Hwa JJ. Fat intake affects adiposity, comorbidity factors, and energy metabolism of Sprague-Dawley rats. Obesity. 2002;10(9):956-63. 8. Storlien LH, Higgins J, Thomas T, Brown M, Wang H, Huang X, et al. Diet composition and insulin action in animal models. British journal of nutrition. 2000;83(1):85-90. 9. Buettner R, Parhofer K, Woenckhaus M, Wrede C, KunzSchughart L, Sch�lmerich J, et al. Defining high-fat-diet rat models: metabolic and molecular effects of different fat types. Journal of molecular endocrinology. 2006;36(3):485501. 10. Ikemoto S, Takahashi M, Tsunoda N, Maruyama K, Itakura H, Ezaki O. High-fat diet-induced hyperglycemia and obesity in mice: differential effects of dietary oils. Metabolism. 1996;45(12):1539-46. 11. Wang H, Storlien LH, Huang XF. Effects of dietary fat types on body fatness, leptin, and ARC leptin receptor, NPY, and AgRP mRNA expression. American Journal of Physiol
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر ۱۳۹۷ ساعت 13:59 توسط گردآورنده :مظاهر رحیمی و ........
|
دبیر زیست شناسی شهید مصطفی خمینی ،واثقی و نمونه گرگان