Ma- _ -Ra:

013

 همه چیز در مورد آلکاپتونوریا..

بيماري آلكاپتونوريا يك اختلال نادر متابوليكي است كه با ترياد هموژنتزيك اسيدوري، آرتريت، و اكرونوزيس مشخص مي‌گردد. اين بيماري به صورت اتوزومال مغلوب به ارث ميچرسد.بيماران آلكاپتونوريك معمولاً در كودكي و جواني بدون علامت هستند مگر ايجاد ادرار سياه رنگ در اثر اكسيداسيون كه از بدو تولد قابل مشاهده است(1).

 

بيماران تا حدود40 سالگي از بيماري خود اطلاعي ندارند،ولي بعد ازآن پيگمانتاسيون اسكلرا و يا غضروف گوش شروع به ظاهرشدن مي كند. پيگمانتاسيون ممكن است در دندان‌ها، مخاط دهان، ناخن، يا پوست ظاهرشود(3،2).

 

رسوب پراكنده پيگمان در بيماران آلكاپتونوريك به نام اكرونوزيس (Ochronosis)ناميده مي‌شود.

 

رسوب پيگمان در فضاي مفصلي منجر به استئوآرتريت زودرس دربيماران مي گردد(3،1).

 

درمسير طبيعي،آمينواسيد تيروزين به هموژنتزيك اسيد و سپس مالئيل استواستيك اسيد متابوليزه مي‌گردد.

 

در آلكاپتونوري اين مسير به دليل كمبود هموژنتزيك اكسيـداز، كامـل صـورت نگـرفته و منجـر به تجمـع هموژنتزيك اسيد در بدن مي گردد(4).

 

قسمتي از ماده مزبور در ادرار ترشح شده كه در اثر مجاورت با هوا و اكسيداسيون، سياه رنگ مي شود. 

 

علاوه بر اين، رسوب هموژنتزيك اسيد در بافت هاي همبندي بدن منجر به اكرونوزيس مي گردد. تظاهرات كلينيكي اصلي بيماري در رابطه با رسوب پيگمان در ارگان‌هاي گرفتار مي‌باشد كه مهمترين آنها شامل آرتروپاتي اكرونوتيك،‌ اكـرونـوزيس قـلبـي- عـروقـي، سنـگ‌هـاي كليـوي، و اكرونوزيس جلدي و چشمي است (6،5،3). 

 

آرتريت تنها مشكل بيمار به صورت عدم توانايي و از كارافتادگي است و تقريباً در تمام بيماران با افزايش سن ظاهر مي‌‌شود. اولين علايم معمولاً در هيپ، ستون فقرات، زانو، و مفاصلي كه عمده وزن بدن را تحمل مي‌كنند ديده مي‌شود(1).

 

اين بيماري در مردان شديدتر است، اگر چه شيوع آن در هر دو جنس يكسان مي باشد. بيش از 106 مورد از چكسلواكي،108 مورد از آلمان، و90 مورد از امريكا گزارش شده است.

 

در كشورهاي خاور دور اولين مورد از لبنان در سال 1958 و از سودان در سال 1965 گزارش گرديده است(1).

 

Guran و همكاران در سال 1998 ضمن تأييد شيوع يك درميليون اين بيماري اعلام داشتند كه حضور تمامي يافته هاي باليني ذكر شده در كتب مرجع نزد يك بيمار نادر است(2).

 

 

Rey درسال 1998 ضمن تكيه بر اين‌كه ابتلاي مفاصل بزرگ بدن به عنوان يافته اي زودرس مي‌باشد، از احتمال جمود ستون مهره هاي سينه اي و كمري نيز خبر داد(8،7).

 

 

Beltran و همكاران در سال 1998 موفق به يافتن جهش هاي مسؤول در ژن سازنده هموژنتيزات 2،1 دي اكسيژناز، كه فقدان عملكرد صحيح آن سبب پيدايش اين بيماري مي‌گردد، شدند(9). 

 

در يك بررسي كلي بر روي 604 بيمار در بيمارستان سنت ماري(3)، مشخص شد كه اكثر بيماران بالاي40 سال علايم آرتروپاتي را به‌صورت تغييرات دژنراتيو و رسوب پيگمان نشان مي‌دهند. شايعترين محل آن مفاصل زانو، شانه، و لگن است. 

 

رسوب پيگمان در سيستم قلبي- عروقي بيماران بيشتر در اندوكارديوم، دريچه‌هاي قلبي خصوصاً آئورت و ميترال و ديوارة شرايين و وريدها است و در بيماران بالاي 50 سال شيوع تنگي دريچه آئورت افزايش مي‌يابد. 

 

رسوب پيگمان در دستگاه ادراري- تناسلي به‌طور شايع ديده مي شود و در حدود 60 درصد موارد همراه با سنگ كليه و 100درصد موارد همراه با سنگ پروستات هستند. گرفتاري چشمي تا 70درصد موارد در بيماران به‌صورت پيگمانتاسيون ديده مي شود و نقص قابل ملاحظه اي ايجاد نمي كند(5،1).

 

در تمامي موارد پيگمانتاسيون گوش خارجي ديده مي شود(9). معرفي بيمار بيمار مردي است 47 ساله كه از پنج سال قبل به صورت تدريجي دچار خشكي مفاصل شانه چپ و زانوي چپ شده، به طوري‌كه قادر نيست دست خود را بيش از 40 درجه بالا ببرد. در معاينه فيزيكي تغيير شكل و رنگ لاله گوش چپ بدون درد مشهود بود در دستگاه قلبي- عروقي، ادراري- تناسلي، وچشم بيمار نكته پاتولوژيكي مشاهده نگرديد.

 

يافته هاي پاراكلينيك در راديوگرافي مفصل زانو كلسيفيكاسيون‌هاي متعدد ديده شد.

 

* آزمايشگاه نمونه ادرار بيمار نيز پس از ماندن در محيط آزمايشگاه تغيير رنگ قهوه اي- سياه پيدا كرد كه پس از اضافه كردن دو قطره كلرايد آهن ده درصد به 2 سي سي ادرار بيمار شاهد پيدايش رنگ آبي تيره شديم. به علاوه، اضافه كردن نيترات نقره به نمونه ادرار بيمار منجر به پيدايش رنگ سياه شد. * پاتولوژي نمونه دريافتي حاصله از بيوپسي مفصل زانوي 

 

بيمار، شامل چندين قطعه بافت كرم، قهوه‌اي، و سياه جمعاً به ابعاد 1×1×2 سانتي متر بود كه شامل قطعات استخواني، غضروف، و تاندون بود. در بررسي ميكروسكوپي، رسوب ماده بي‌شكل خرمايي رنگ مايل به قهوه اي در استخوان، غضروف، و نسج همبندي همراه با واكنش آماسي، واكنش جسم خارجي، فيبروز زمينه و تخريب غضروف و استخوان نمايان بود

بحث

 

بيمار مورد نظر 47 سال سن داشت.